غوارب

لغت نامه دهخدا

غوارب. [ غ َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ غارب، بمعنی دوش یا مابین کوهان و گردن شتر. ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به غارب شود: و خواجه تاریخ بیهقی که دبیر سلطان محمودبن سبکتگین بود استاد صناعت و مستولی بر مناکب و غوارب براعت، تاریخ آل محمود ساخته است. ( تاریخ بیهق ص 20 ). || غوارب الماء؛ سرهای موج آب، به غوارب ابل تشبیه شده است. ( از منتهی الارب ). بالا و سر هر چیز، و از آن است غوارب الماء بمعنی قسمتهای بالای موج آب. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

= غارب

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع غارب دوشها.

جمله سازی با غوارب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مشارب التجارب و غوارب الغرایب اثری از ابن فندق بیهقی می‌باشد که در قرن ششم ه‍.ق تألیف شده‌است. این متن طبق نظر تاریخ نگاران پس از او همانند ابن اثیر، جوینی و حمدالله مستوفی، منبع بسیار مهمی برای دوران زندگانی نویسنده و به خصوص عصر نخستین حاکمیت سلجوقیان بوده‌است.

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز