لغت نامه دهخدا
غطراف. [ غ ِ ] ( ع ص )مهتر بزرگ و جوانمرد و سخی جوان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). السخی السری الشاب. غطریف. ( اقرب الموارد ).
غطراف. [ غ ِ ] ( ع ص )مهتر بزرگ و جوانمرد و سخی جوان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). السخی السری الشاب. غطریف. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرح: غطارفة جمع غطريف و غطراف بمعناى سيد و بزرگوار، وسـخـى و شـريـف. انجبين جمع انجب صفت تفصيلى از نجبه بمعناى در خورستايش است و شايان تمجيد.