عیلان
لغت نامه دهخدا
عیلان. [ ع َ ی َ ] ( ع مص ) مانند مصدر عَیل است بمعنی ندانستن شخص که گم شده به کجا رفته و در چه جابجوید آنرا. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به عَیل شود.
عیلان. [ ع َ ] ( ع اِ ) کفتار نر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عیلان. [ ع َ ] ( اِخ ) ابوقیس، و صحیح آن قیس عیلان باشد و او را همنام نیست. و عیلان در اصل نام اسب او بوده است. ( منتهی الارب ). و رجوع به عیلانی شود.
فرهنگ فارسی
ابو قیس و صحیح آن قیس عیلان در اصل نام اسب او بوده است
جمله سازی با عیلان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هَوازِن، نام قبیلهای از قیس عیلان از تبار عدنانیان بود. این قبیله تیرههای فراوانی داشت که بنی سعد بن بکر، بنی معاویه بن بکر و بنی منبه بن بکر از مشهورترین آنان به شمار میآمدند. آنان در منطقه نجد نزدیک یمن سکونت داشتند و حنین از سرزمینهای مهمشان بود. مهمترین بتشان در قبل از اسلام جهار بود که در بازار عکاظ قرار داشت.
💡 نام این تیره از نیای بزرگ آنان قیس عیلان بن الناس بن مُضَر بن نزار بن مَعَد بن عدنان گرفته شدهاست.
💡 قیس عیلان بزرگترین تیره قبائل مُضَر عدنانی است و به همراه تیره خِندِف، پیکره مجمع القبائل مضر را تشکیل میدهد. نیای تیره قیس عیلان، فردی بنام قیس عیلان و برادر الیاس بن مضر بود. الیاس و همسرش خندف صاحب نوادگان بسیاری شدند که با نام قبیله خندف شناخته میشود.
💡 فضل بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصیّ. کنیه اش ابو محمد است و مادرش امالفضل که نامش لبابه بنت حارث بن حزن بن بجیربن هزم بن رؤیبهٔ بن عبدالله بن هلال بن عامر بن صعصعهٔ بن معاویهٔ بن بکر بن هوازن بن منصور بن عکرمه بن حصفهٔ بن قیس بن عیلان بن مضر است.
💡 برخی عیلان را نام اسب او دانسته و برخی عیلان را نام بردهای میدانند که او را پرورش داد.