عهر

لغت نامه دهخدا

عهر. [ ع َ / ع ِ / ع َ هََ ] ( ع مص ) به فجور نزد زن آمدن و زنا کردن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). برای فجور نزد زن آمدن. ( از اقرب الموارد ). عُهور.عُهورة. عَهارة. رجوع به عهور و عهورة و عهارة شود. || مرتکب بدی گشتن و دزدیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
عهر. [ ع َ هََ ] ( ع مص ) زنا کردن مرد. ( از ناظم الاطباء ). فاجر گشتن مرد. ( از اقرب الموارد از المصباح ).
عهر. [ ع ِ ] ( ع اِ ) زنا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زنا و فجور. ( ناظم الاطباء ).
عهر. [ ع َ هَِ ] ( ع ص ) عاهر و زانی. ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به عاهر شود.

فرهنگ فارسی

عاهر وزانی

جمله سازی با عهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شـرط اول - آنست كه نسبت شريفش پاك باشد و از عهر و هرزگى زناى آباء و امهات دورو از شـبـهه هم خالى باشد، چه آنكه زنازاده و اءولاد شبهه وجودشان از اخلاق رذيله منزهنـخـواهـد بـود، و بـسـا مـؤ من بخدا و متدين بدين حق، هم نشوند چه رسد به اينكه حجت وخليفه گردند. و كسى كه داراى چنين نسبت پستى باشد در معرض لطمه زدن به اعراضو نـوامـيـس مـردم و خون ريزى خواهد بود، البته چنين كسى لايق و شايستگى مقام خلافت وحجيت را نخواهد داشت.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز