عظائم
مترادفها
امور بزرگ، بزرگیها، مسائل عظیم
متضادها
صغائر، ناچیزها
لغت نامه دهخدا
عظائم. [ ع َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) عظایم. ج ِ عَظیمة. ( اقرب الموارد ). چیزهای بزرگ و قوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عظیمة شود: ازین خاتون چهار پسر بود که بصدد عظایم امور و جلایل کارهای با خطر گشته بودند. ( جهانگشای جوینی ). به سبب عدم وقوف بر کیفیت امور و احوال آن دولت و قلت معرفت به عظایم و جلایل آن حوادث. ( رشیدی ).
- عظائم اﷲ؛ آنچه از اعمال و معجزات خداوند که بزرگ و عظیم باشد. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با عظائم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناحیه ام عظائم (به عربی: دائرة أم العظائم) یک ناحیه در الجزایر است که در استان سوق اهراس واقع شدهاست. ناحیه ام عظائم ۱۷٬۰۸۷ نفر جمعیت دارد.