عبدالهادی حائری
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حائری، عبدالهادی، مورخ معاصر ایرانی می باشد.
وی فرزند میرزااحمد حائری و نوه دختری آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود.در حدود سال های ۱۳۱۲ـ۱۳۱۴ش در شهر قم، در خانواده ای روحانی و سرشناس و در عین حال تنگدست، به دنیا آمد. حائری از کودکی به آموزش قرآن و خط و مشق در مکتب خانه پرداخت و پس از آن پدرش دروس مقدماتی عربی را به او آموخت.حائری به سبب تنگدستی پدر و نیز مخالفت سرسختانه وی با نظام جدید آموزش و پرورش، به مدرسه نرفت و چندی بعد، به نوشته خودش، چون پدرش او را بی استعداد می دانست، به پارچه بافی گمارده شد.
تحصیلات
وی در حدود ۱۳۲۸ش، در پی آشنایی با چند نوجوان همسن خود به ادامه تحصیل علاقه مند شد و توانست در عین اشتغال به پارچه بافی، به صورت «متفرقه» درس بخواند و دوره شش ساله ابتدایی را در یک سال تحصیلی طی کند.وی از آن پس به طور جدّی تحصیل را ادامه داد. حائری در ۱۳۳۶ش به دانشکده معقول و منقول تهران راه یافت.آشنایی وی با عبدالحسین زرین کوب در دانشگاه، در علاقه مند شدن او به پژوهش تاریخی مؤثر بود. پس از گرفتن مدرک کارشناسی، حائری مدتی بیکار و سرگردان بود تا در نهایت در اداره بهداشت شغلی یافت که موجب رهایی وی از تنگناهای اقتصادی گردید.
بورسیه شدن حائری
او در ۱۳۴۲ش بورسیه دانشگاه مگ گیل کانادا در رشته تاریخ و خاورشناسی شد و پس از پشت سرگذاردن دشواری های بسیار، در ۱۳۵۲ش از رساله دکتری خود دفاع کرد.
شروع تدریس
...
جمله سازی با عبدالهادی حائری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشروطه ترجمهٔ واژهٔ کنستیتوسیون فرانسوی است. اما ریشهٔ آن دقیقاً معلوم نیست. عبدالهادی حائری آن را کلمهای عربی از مصدر شرط و تقیزاده و رضازادهٔ شفق آن را برگرفته از کلمهٔ فرانسوی لا شارت (la Charte) به معنی «منشور» دانستهاند. دهخدا معتقد است که مشروطه به معنای حکومت قانون، نه در زبان عربی و نه در فارسی متداول نبوده و به وسیلهٔ ترکان عثمانی وارد فارسی شده است. بعضی از رجال دوران قاجار مانند سعدالدوله و صادق آقا تبریزی، مشروطه را ترجمهای نادرست میدانستند و ترجیح میدادند از همان لفظ کنستیتوسیون استفاده کنند.
💡 در مورد مواجهه محمدباقر مجلسی با علوم عقلی اختلاف نظرهایی وجود دارد. عبدالهادی حائری معتقد است که مجلسی بر ضد دانشهای مبتنی بر خرد و استدلال برخاست و نوشت که نباید پیرامون علم و صفات خداوند و شبهههای مربوط به قضا و قدر اندیشید. ملاصدرا را تکفیر کرد و ملا محمدصادق اردستانی را از اصفهان بیرون کرد