طورس

لغت نامه دهخدا

طورس. [ ] ( معرب، اِ ) به یونانی جبن است. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

بیونانی جین است

جمله سازی با طورس

💡 ولی بعد از مرگش توسط شنگ سونگ و کوانچی، نوب سایبات آزاد شده و به سراغ اسموک که سایبورگ شده بود می‌رود و او را طورس برنامه ریزی می‌کند که فقط به خودش خدمت کند.

💡 با این تفاسیر و این فرضیه، طَبَرسی (تَبَرسی) صورت دیگری از طورسی (تورسی) است. دو برداشت در اینجا قابل تأمل است: یکی طبر+ سی که شاید طبر دوش معنی شود و دیگری طبرسی یعنی منسوب به طَبَرس یا تَوَرس یا تورس.

💡 با این معنی، اگر طَبَر را صورتی دیگر از طور (تور) یا طَبَرس را صورتی از طورس (تورس) بدانیم، طبرستان را می‌توان سرزمین گاو نر نیز معنی کنیم.