واژه «طبیعیون» در زبان عربی و متون علمی و فلسفی قدیم به گروهی از دانشمندان گفته میشود که در زمینه شناخت طبیعت و پدیدههای مادی جهان فعالیت و پژوهش داشتهاند. این واژه در اصل جمع «طبیعی» است و به کسانی اشاره دارد که موضوع مطالعه آنها جهان طبیعی، اجسام مادی و قوانین حاکم بر آنها بوده است. در نگاه لغوی، طبیعیون به علمای علوم طبیعی گفته میشود که درباره زمین، گیاهان، حیوانات و سایر پدیدههای مادی تحقیق میکردند. این اصطلاح همچنین در فلسفه اسلامی و یونانی به دانشمندانی اطلاق میشد که عالم را بر اساس قوانین طبیعت و بدون دخالت عوامل ماورایی تبیین میکردند. در برخی کاربردها، طبیعیون به افرادی گفته میشود که علت حوادث جهان را تنها در طبیعت جستوجو میکنند و به نیروهای ماوراءالطبیعه اعتقادی ندارند. از نظر تاریخی، این گروه در مقابل فیلسوفان الهی یا متافیزیکی قرار میگرفتند که به علل غیرمادی نیز باور داشتند. علوم مورد توجه طبیعیون شامل مباحثی مانند فیزیک، زیستشناسی، نجوم، معدنشناسی و دیگر شاخههای مرتبط با طبیعت بوده است. در متون قدیم، این واژه گاهی به معنای «طبیعتدانان» یا «دانشمندان علوم طبیعی» نیز به کار رفته است. در نتیجه، این واژه به یک جمع یا گروه مشخص محدود نمیشود، بلکه عنوانی عمومی است که در سنت علمی گذشته برای همه دانشمندانی به کار میرفته که در زمینه شناخت طبیعت، ماده و پدیدههای جهان مادی فعالیت و پژوهش داشتهاند. در مجموع، این کلمه به کسانی گفته میشود که موضوع اصلی پژوهش آنها شناخت جهان مادی و پدیدههای طبیعی و قوانین حاکم بر آن است.
طبیعیون
لغت نامه دهخدا
طبیعیون. [ طَعی یو ] ( ع ص، اِ ) ج ِ طبیعی ( در حال رفع ). علمای علم طبیعی. رجوع به طبیعی و ضحی الاسلام ج 3 ص 135 شود.
فرهنگ عمید
علمای علوم طبیعی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به طبیعت مربوط به طبیعت آن چه به طبیعت اختصاص دارد. ۲ - جبلی ذاتی فطری مقابل صناعی مصنوعی عملی ساختگی. ۳ - مخلوق مقابل مصنوع. ۴ - امری که مقتضای طبع باشد چیزی که مسند با ذات شئ باشد. یا امور طبیعی. آثار و حرکات و زمانیات و مکان و کلیه اموری که مربوط به ماده و مادیات است. یا تاریخ طبیعی. علوم طبیعی طبیعیات. یا حرارت طبیعی. حرارت غریزی. یا حکمت ( علم فن ) طبیعی. یکی از شعب حکمت نظری. و آن علم به احوال اجسام طبیعی بحث می کند و موضوع آن جسم است و اصول آن هشت است: ۱ - سماع طبیعی یا سمع الکیان. ۲ - سمائ و عالم - کون و فساد. ۴ - آثار علویه. ۵ - معادن. ۶ - نبات. ۷ - حیوان. ۸ - علم نفس. یا عالم طبیعی. طبیعی دان. یاعلوم طبیعی. دانشهایی که از پیدایش و زندگی جمادات نباتات و حیوانات بحث می کنند. ۵ - کسی که حوادث جهان را منسوب به طبیعت می داند و قایل به نیرویی ما فوق طبیعت نباشد. ۶ - عالم علم طبیعی طبیعی دان.
جمع طبیعی در حال رفع علمای علم طبیعی.
جمله سازی با طبیعیون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «عقاید خشک مادیون و طبیعیون این هارا به طرف یأس، ناامیدی، بدبختی و قساوت و بالنتیجه جرایم و جنایات میکشاند، همچنان که عقاید تصوف به سوی ذلت و نکبت و اسارت سوق میدهد. پس بهترین طریق برای سعادتمند کردن مردم، یعنی ایجاد سعادت نسبی، همان حدودی است که تعالیم یک دیانتی مانند اسلام برای پیروان وظایف طبیعی و اخلاقی تعیین کردهاست».