طاقک
مترادفها
طاقچه، محراب
لغت نامه دهخدا
طاقک. [ ق َ ] ( اِ ) نوعی درخت. رجوع به طاخک شود.
فرهنگ فارسی
آزاد درخت زیتون تلخ.
جمله سازی با طاقک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین آرامگاههای فاطمیان دارای نقشه مربع، طاقی در وسط هر نما و گنبدی بر پایهای هشت ضلعی بودند. برای تزیین مقبرهها مقرنس نیز به کار برده میشد. منارههای دوره فاطمیان دارای پایه مربع و بدنه استوانهای بود که بالای آن طاقک هشت ضلعی قرار داده میشد. از آثار معماری شهری باقیمانده در قاهره سه دروازه به نامهای «بابالفتوح»، «بابالزویله» و «بابالنصر» قابل ذکر است.