ضیز

لغت نامه دهخدا

ضیز. [ ض َ ] ( ع مص ) کم کردن حق کسی را.( منتهی الارب ). نقصان کردن. ( زوزنی ). || ستم کردن بر کسی. ( منتهی الارب ). جور کردن. ( زوزنی ).

فرهنگ فارسی

کم کردن حق کسی را نقصان کردن ٠ یا ستم کردن بر کسی ٠

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
وصف است به معنی ناقص و ظالمانه.. آن کار در آن صورت تقسیمی است ناقص و ظالمانه. بعضی آن را ضئری با همزه خوانده‏اند طبرسی آن را غیر عادلانه و جائرانه فرموده است. در قاموس گوید: «قِسْمَةٌ ضیزی اَیْ ناقِصَةٌ» این لفظ در کلام اللّه بیشتر از یکبار نیامده است.

جمله سازی با ضیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر اساس منابع سده‌های اولیه دوران اسلامی، نضیره دختر ضیزان یا ساطرون (سنطروق دوم) پادشاه (مَلِک) هترا بود. او در جریان محاصره شهر توسط ایرانیان، با دیدن شاهنشاه ایرانی عاشق او می‌شود و به همین دلیل به پدر و شهرش خیانت می‌کند.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز