ضاحی

لغت نامه دهخدا

ضاحی. ( ع ص ) پیدا. گشاده: مکان ضاح؛ جای ظاهر و بارز. ( منتهی الارب ). || برآمده ( روز ).
ضاحی. ( اِخ ) رودباری است هذیل را. ( معجم البلدان ).
ضاحی. ( اِخ )ریگزاری است در جانب سَلمی غربی و در آن آبی است بنام محرَمة و آب دیگری بنام اَثیب. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

ریگزاریست در جانب سلمی غربی و در آن آبیست بنام محرمه و آب دیگری بنام اثیب

جمله سازی با ضاحی

💡 راجر ضاحی (انگلیسی: Roger Dahi؛ زادهٔ ۷ دسامبر ۱۹۶۱) تیرانداز اهل سوریه است. وی در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۴ و ۲۰۰۸ شرکت کرده‌است.

💡 نواف العقیدی (عربی: نواف بن ضاحی بن فیصل الشویطی العقیدی) بازیکن فوتبال اهل عربستان صعودی است که در پست دروازه بان برای باشگاه فوتبال النصر بازی میکند.

💡 ضاحی خلفان تمیم المهیری (زاده ۱۹۵۱) سپهبد و فرمانده نیروهای پلیس دبی در امارات عربی متحده است.

💡 عصام ضاحی (انگلیسی: Essam Dhahi؛ زادهٔ ۳ اکتبر ۱۹۸۳) بازیکن فوتبال اهل امارات متحده عربی است.

💡 ضاحی النوبی (انگلیسی: Dahi Al Naemi؛ زادهٔ ۵ سپتامبر ۱۹۷۸) بازیکن فوتبال اهل قطر است.