ضائق
مترادفها
تنگ، محدود، دلتنگ
متضادها
گشاده، وسیع، فراخ
لغت نامه دهخدا
ضائق. [ ءِ ] ( ع ص ) تنگ. رجوع به ضایق شود.
فرهنگ فارسی
( اسم مونث ) کم وسعت تنگ ضیق.
تنگ
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ضَائِقٌ: تنگ (کلمه ضیق بیشتر در چیز تنگی به کار میرود که تنگیش ذاتی باشد، و کلمه ضائق در چیز تنگی استعمال میشود که تنگیش عارضی است )
معنی ضَیِّقاً: تنگ (کلمه ضیق بیشتر در چیز تنگی به کار میرود که تنگیش ذاتی باشد، و کلمه ضائق در چیز تنگی استعمال میشود که تنگیش عارضی است )
ریشه کلمه:
ضیق (۱۳ بار)
جمله سازی با ضائق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قدترى ما انت به عليم، و فيه حكيم، و عنه حليم، و انت بالتناصر على كشفه و العونعلى كفه غير ضائق، و اليك مرجع كل امر كما عن مشيتك مصدره.