شنانه
لغت نامه دهخدا
( شنآنة ) شنآنة. [ش َن ْ آ ن َ ] ( ع ص ) شَنْأی ̍. ( از اقرب الموارد ). مؤنث شنآن. یقال: امراءة شنآنة؛ زن دشمنی کننده و مخالفت کننده. ( ناظم الاطباء ). || زن دشمن داشته شده و نفرت کرده شده و قولهم: لاباً لشنآنتک؛ ای لمبغض وقیل هی کتابة عن قولهم لا اباً لک. ( ناظم الاطباء ).
( شنانة ) شنانة. [ ش ُ ن َ ] ( ع اِ ) آب که از درخت و از مشک چکد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آب که از درخت و از مشک چکد.
جمله سازی با شنانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شنانه دو، روستایی از توابع بخش هویزه شهرستان دشت آزادگان در استان خوزستان ایران است.