شناسانیده

لغت نامه دهخدا

شناسانیده. [ ش ِ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از شناسانیدن. وقوف و اطلاع و معرفت داده شده. معرفی کرده شده.

فرهنگ فارسی

لغت مفعولی از شناساندن بمعنی وقوف و اطلاع و معرفت داده شده و معرفی کرده شده

جمله سازی با شناسانیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وویشخ کازیمیرسکی-بیبرشتین ‎(به لهستانی: Wojciech Kazimirski-Biberstein)‏ (۱۸۶۵–۱۷۸۰) خاورشناس اهل لهستان و ساکن فرانسه است. او فرهنگ بزرگی به دو زبان عربی و فرانسه تالیف کرد. وی همچنین قرآن را به زبان فرانسوی ترجمه کرد. کتاب فرهنگ عربی و فرانسه معروف به «دیکسیونر کازیمیرسکی» شهرت بسیاری دارد. کازیمیرسکی دیوان منوچهری دامغانی را با حواشی و آموزش‌هایی به زبان فرانسوی چاپ و در پاریس منتشر کرده‌است. این چاپ کازیمیرسکی که نخستین چاپ دیوان منوچهری بشمار می‌رود، این گوینده را به ایرانیان و خاورشناسان شناسانیده‌است.

💡 عواملی که در این گزارش به عنوان دلایل اصلی بحران اقتصادی شناسانیده شده‌اند، همگی بر پیچیدگی‌های بازارهای جهانی و سیاست‌های پولی نادرست تأکید دارند.

💡 این رفتارها در جامعه‌ای که بر پایه اخلاق بنا شده، به عنوان رفتارهای غیرقابل قبول و آسیب‌زا به خوبی شناسانیده شده و مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

💡 حقایقی که در طول سال‌ها توسط محققان مستقل شناسانیده شده است، اکنون با تکیه بر شواهد مستند، زیر سوال رفته و نیاز به بازنگری جدی دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران