لغت نامه دهخدا
شصت یک. [ ش َ ی َ ] ( اِ مرکب ) یک قسمت از شصت قسمت چیزی. ( ناظم الاطباء ). از شصت یکی.یک شصتم ( 160 ). ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شصت شود.
شصت یک. [ ش َ ی َ ] ( اِ مرکب ) یک قسمت از شصت قسمت چیزی. ( ناظم الاطباء ). از شصت یکی.یک شصتم ( 160 ). ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شصت شود.
یک شصتم ۱ / ۶٠ چیزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینما سعدی در دهه شصت یکی از سینماهای گروه کودک و نوجوان بود و بسیاری از بچههای ساکن در مرکز شهر تهران فیلمهای خاطره انگیز دوران کودکی خود را در این سینما دیدهاند. فیلمهایی مانند گلنار، سفر جادویی، پاتال و آرزوهای کوچک، مریم و میتیل، گربه آوازه خوان و.... سینما سعدی در هنگام نمایش این فیلمها روزهای بسیار شلوغی را تجربه کرد اما در دهه هشتاد از رونق افتاد و در دهه نود متأسفانه تعطیل شد
💡 در حدود دو کیلومتری این روستا، صخره سنگ بزرگی شبیه به شتر بود که سنگ دیگری نیز در بالای آن قرار داشت، لذا به آن منطقه « دوه داشی» می گفتند. این سنگ شبیه شتر بود. تا دهه شصت یک تفکر خرافاتی وجود داشت که این سنگ، یک شتر بوده و به سنگ تبدیل شدهاست. ولی بعد از آن افرادی که به دنبال گنج می گشتند، اطراف آن را به شدت کنده و سنگ کوچک بالای صخره سنگ را انداختند، این تفکر شایع شد که در اطراف این سنگ گنج پنهان کرده بودند و سنگ کوچکتر بالای صخره نیز به عنوان یک نشانه بودهاست.