شحرور

لغت نامه دهخدا

شحرور. [ ش ُ ] ( ع اِ ) سار سیاه. سحرور. شحور. نوعی ازمرغان صحرایی باشد و بعضی گویند کبک دری است و عربی است. ( برهان ). شحور. ( منتهی الارب ). پرنده ای است سیاه رنگ کمی بزرگتر از گنجشک، بخاطر لحن خوشی که دارد او را در قفس گذارند. ج، شحاریر. ( از اقرب الموارد ) ( از صبح الاعشی ج 2 ص 75 ). مرغی است سیاه و منقار و پای او زرد مایل به سرخی و به قدر قمری و به ترکی او را قره طاوخ و به اصفهانی غوغاز و به مازندرانی توکا نامند. ( از تحفه حکیم مؤمن ). و رجوع به شحور شود.

جمله سازی با شحرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمد شحرور در ایران، چهره شناخته شده‌ای نیست. از شحرور تنها یک کتاب «دین و قدرت؛ خوانشی نو از حاکمیت» (الدین والسلطة؛ قراءة معاصرة للحاکمیة) به زبان فارسی برگردان شده است. این برگردان، کار عبدالله ناصری طاهری و سمیه‌سادات طباطبایی، تهران: انتشارات مروارید در سال ۱۳۹۷ (خورشیدی) است. همچنین چند مقاله نیز در نقد آرای قرآن‌شناختی او در مجلات پژوهشی ایران منتشر شده‌اند.

💡 محمد شحرور (زاده ۱۱ آوریل ۱۹۳۸ در قاره – درگذشته ۲۱ دسامبر ۲۰۱۹ در ابوظبی) مهندس عمران و اسلام‌پژوه اهل سوریه بود.

💡 محمد شحرور، یک قرآن‌شناس بود. او تحصیلات اسلامی دانشگاهی و حوزوی نداشت و فردی خودآموخته بود. او سیزده کتاب در زمینه اسلام‌شناسی منتشر کرد.

💡 نصر ابوزید، شیوه بازتفسیر شحرور در واژگان کلیدی قرآن را نقد کرد. از نظر ابوزید، شحرور با نادیده گرفتن قواعد زبان‌شناختی و نیز زبان‌شناسی فرهنگی با خوانشی «ذوقی و سوگیرانه» معناهای تازه‌ای از واژه‌های قرآنی بیرون می‌کشد.

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز