شاه ولد

لغت نامه دهخدا

شاه ولد. [ وَ ل َ ] ( اِخ ) پنجمین از آل جلایر که حکام عراق بودند. در سال 813هَ. ق. حکومت داشته است. ( معجم الانساب ج 2 ص 377 ).

دانشنامه آزاد فارسی

شاه وَلَد (حک: ۸۱۳ـ۸۱۴ق)
ششمین امیر سلسلۀ آل جلایر. فرزند شیخ علی ایلکانی بود و پس از کشته شدن عمویش، سلطان احمد ایلکانی، در بغداد، جانشین وی شد. پس از آن، این شهر صحنۀ درگیری سلطان محمود، پسر قِرایوسف تُرکمان (از قَراقویونْلوها) و شاه ولد شد. اگرچه بغداد رسماً به تصرف شاه ولد درآمد، سرانجام قَرایوسف آن جا را فتح کرد. پس از درگذشت شاه ولد، همسرش، تندو خاتون، زمام امور را به دست گرفت. او در جنگ با دشمن شکست خورد و به شوشتر گریخت و بغداد برای همیشه از تسلط جلایریان درآمد.

جمله سازی با شاه ولد

💡 پس از آزادی قرایوسف به تبریز رفت و سلطان احمد به بغداد برگشت تا اینکه قرایوسف وی را در جنگی شکست داد، اسیرش ساخت و سپس گردنش را زد. کمی بعد قراقویونلوها شاه ولد را شکست داده و بغداد را متصرف شدند. دیگر سلاطین آل جلایر به سلطنت خود در شوشتر و سپس حله ادامه دادند.