لغت نامه دهخدا
سگار. [ س ِ ] ( ص ) بی طالع و بدبخت. ( ناظم الاطباء ).
سگار. [ س ِ ] ( ص ) بی طالع و بدبخت. ( ناظم الاطباء ).
بی طالع و بدبخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سومین و آخرین موج مهاجرت بلوچها به سمت تانزانیای فعلی که آن دوران تانگانیکا نام داشت حدوداً به بیش از ۱۰۰ سال پیش بازمیگردد. آنها رفته رفته با وارد شدن به تجارت و بازار کار در این منطقه تبدیل به یکی از موفقترین اقوام بلوچ در آن کشور شدند. از نامدارترینِ بلوچهای مهاجر در تانزانیا عزیز سگاری (سکاری) و فرزندان وی، از تجار این کشور و از کارآفرینان قاره آفریقا هستند. همچنین عزیز سگاری از خیّرینِ شهرستانِ ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان هم بود. در تانزانیا به فرزندان و نوادگان مستقیم او پسوند عزیز اضافه میشود که گاهی به عنوان فامیل از آن استفاده میکنند، در حال حاضر از سرشناسترین افراد این طایفه رستم عزیز (سگاری) است.
💡 طایفه سَگاری یا سَکاری یکی از طوایف بلوچ، اهل سنت و از ایل میر در استان سیستان و بلوچستان ایران است. علاوه بر اینکه این نام برگرفته از کوهِ سگار است، در زبان بلوچی و اردو به معنای شمشیر هلالی است. این طایفه علاوه بر بلوچستان ایران در دارالسلام و کراچی نیز سکونت دارند و به زبان فارسی، بلوچی و سواحلی صحبت میکنند.