سنجده
مترادفها
شمرده، آرام، آهسته، دقیق
لغت نامه دهخدا
سنجده. [ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان افشاریه بخش آوج شهرستان قزوین. دارای 149 تن سکنه. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت، قالی و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
جمله سازی با سنجده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از جاذبههای گردشگری روستای ویدوجا میتوان از منطقهٔ توریستی پاچنار با بیش از ۵۰۰سال قدمت نام برد، همچنین وجود تعدادی از بناهای کهن چهارصفه بیانگر قدمت روستا و نوع خاص زندگی اجتماعی در گذشته میباشد. در ابتدای روستا باقیمانده قلعه محمودآباد و در ۳کیلومتری شمال روستا و بر تپه ای مشرف به دشت سه ده بقایای موسوم به قلعه سنجده وجود دارد. مزارع پرشمار گل محمدی و دشتهای سرسبز و کوچه باغهای بسیار زیبا از دیگر جاذبههای طبیعی ویدوجا است.
💡 اندیسهای عمده در ناحیهٔ طلادار موته عبارتند از معدن طلای چاه خاتون، معدن طلای سنجده، معدن طلای درهٔ اشکی، معدن طلای تنگهٔ زر، معدن طلای چشمهٔ گوهر، معدن طلای قرم قرم، معدن طلای چاه باغ، معدن طلای چاه علامه و معدن طلای سه کلپ.
💡 مدیران موفق در سازمانهای بزرگ همیشه با رفتاری سنجده و حسابشده در مواجهه با بحرانهای ناگهانی، از آسیبهای جدی به زیرساختهای اقتصادی و منابع انسانی شرکت جلوگیری میکنند.
💡 تصمیمگیری برای ازدواج یا تغییر شغل نیازمند یک بررسی سنجده و دقیق از تمام جوانب زندگی است تا در آینده دچار پشیمانی و مشکلات عاطفی یا مالی نشوید.
💡 در دنیای پرجنبوجوش امروز، داشتن یک نگاه سنجده به اخبار و اطلاعات دریافتی در شبکههای اجتماعی، از گمراه شدن در مسیر شایعات و اخبار جعلی جلوگیری میکند.