سنبوسک
لغت نامه دهخدا
سنبوسک. [ سَم ْ س َ ] ( اِ ) سنبوسه و قطاب. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با سنبوسک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چنانکه در سرای ملک الرحیم اتابک طغرل ظاهری ضیافتی بود و بر سفره طعامهای شاهانه بود چون کباب و گوشت پخته و سنبوسک و انواع حلواها و چیزهای دیگر.
💡 در برخی مناطق، سنبوسک را به عنوان یک نوع پیراشکی کوچک و ترد با مواد مختلف در میان وعدههای غذایی روزانه مصرف میکنند.
💡 دستور پخت سنبوسک در خانوادههای مختلف متفاوت است و هر کس آن را با چاشنیها و ادویههای خاص خود آماده میکند.
💡 برای برگزاری یک مهمانی کوچک و صمیمی، تهیه مقداری سنبوسک گرم و تازه همراه با چای میتواند ایده بسیار خوبی باشد.