سمیله
لغت نامه دهخدا
سمیله. [ س َ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شادلی بخش مرکزی شهرستان شوشتر. دارای 100 تن سکنه است. آب آن از کارون. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت. راه آن در تابستان اتومبیل رو است و ساکنین از طایفه بختیاری میباشند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
جمله سازی با سمیله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سازمان همچنین با انتقاد از پیام بارزانی به مناسبت روز بزرگداشت شهدای آشوری در هشتادمین سالگرد قتلعام سمیله، این خبر را منتشر کرد.
💡 قتلعام سمیله توسط یک ژنرال کرد به نام بکر صدقی انجام شد.