لغت نامه دهخدا
( سمکة ) سمکة. [ س َ م َ ک َ ] ( ع اِ ) یک ماهی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به سمک شود. || ( اِخ ) نام برجی است در آسمان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به سمک شود.
( سمکة ) سمکة. [ س َ م َ ک َ ] ( ع اِ ) یک ماهی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به سمک شود. || ( اِخ ) نام برجی است در آسمان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به سمک شود.
یک ماهی. یا نام برجی است در آسمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمکه (به عربی: سمکة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه مرکزی معرهالنعمان واقع شدهاست. سمکه ۳۲۲ نفر جمعیت دارد.