سلامت جویی
مترادفها
سلامتخواهی، تندرستیطلبی
لغت نامه دهخدا
سلامت جویی. [ س َ م َ ] ( حامص مرکب ) صلح جویی و آرامش طلبی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
آرامش طلبی صلح جویی.
جمله سازی با سلامت جویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این واژه در زبان روسی به "از درستی تو؟" (здравствуйте) تبدیل شدهاست که برای سلام و احوالپرسی و سلامت جویی بهکار میرود. در فارسی میانه دروته به دروست و به درود تبدیل شدهاست. درود برای احوالپرسی و خوشآمدگویی و آرزوی سلامتی بهکار میرود. اگرچه ریشهٔ درود از دروته و دروست گرفته شده اما کاربرد و وسعت معنی و مفهوم آن در طول زمان بسیار گسترده شده و در متون ادبیات پارسی و از جمله در آثار فردوسی، نظامی گنجوی، ناصرخسرو، اسدی توسی، خاقانی، سعدی، دقیقی و کسایی مروزی، مفهوم واژهٔ درود همتراز با «آفرین»، «تهنیت»، «تحیت»، "شادباش"، "وه وه"، "به به"، "بهجه" و همچنین معادل «اهلا و سهلا» در عربی است. اگرچه سلام تقریباً هممعنی است اما مفاهیم آن و کاربرد آن تغییر یافتهاست چنانکه اهلا و سهلا را نمیتوان در جای سلام و خطاب به هر کس بهکار برد. (تحیه. سلام. تسلیم. تهنیت