لغت نامه دهخدا
سرتول. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از بخش دهدز شهرستان اهواز. دارای 115 تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
سرتول. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از بخش دهدز شهرستان اهواز. دارای 115 تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضور تعداد کمی از مواد داخل خون در مایع بیضه ای، نشان دهنده وجود یک سد بین خون و محیط داخلی لولههای منی ساز است. مویرگهای بیضه منفذدار بوده و به مولکولهای بزرگ اجازه عبور میدهند. اسپرماتوگونیها به مواد موجود در خون آزادانه دسترسی دارند. اما اتصالات انسدادی بین سلولهای سرتولی، یک سد در برابر انتقال مولکولهای بزرگ در امتداد فضای میان سلولهای سرتولی ایجاد میکنند. بدین ترتیب، مراحل پیشرفته تر اسپرماتوژنز در برابر فراوردههای موجود در خون محافظت میشوند.
💡 در حین اسپرمیوژنز، سیتوپلاسم باقیماندهٔ اسپرماتیدها به صورت اجسام باقیمانده از آنها جدا میگردد. این قطعات سیتوپلاسمی به وسیلهٔ سلولهای سرتولی فاگوسیته شده و توسط لیزوزوم آنها هضم میگردند.