لغت نامه دهخدا
سجان. [ س َج ْ جا ] ( ع ص، اِ ) زندان بان. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). صاحب السجن. ( اقرب الموارد ). دوستاق بان. دژخیم.
سجان. [ ] ( اِخ ) دهی است از دیهای خوی بناحیت قم. ( تاریخ قم ص 141 ).
سجان. [ س َج ْ جا ] ( ع ص، اِ ) زندان بان. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). صاحب السجن. ( اقرب الموارد ). دوستاق بان. دژخیم.
سجان. [ ] ( اِخ ) دهی است از دیهای خوی بناحیت قم. ( تاریخ قم ص 141 ).
زندانبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سجان جیندال (انگلیسی: Sajjan Jindal؛ زادهٔ ۵ دسامبر ۱۹۵۹) کارآفرین اهل هند است، که در سال ۱۹۸۲ شرکت ژیاسدبلیو استیل را تأسیس کرد.
💡 ژیاسدبلیو استیل (انگلیسی: JSW Steel) شرکت فولاد هندی است، که در سال ۱۹۸۲ توسط سجان جیندال تأسیس شد.