ساشی

لغت نامه دهخدا

ساشی. ( ص نسبی ) نسبت است به ساش ( = ساس = شاش = چاچ ). رجوع به ساش شود.
ساشی. ( اِخ ) مولانا حمیدالدین ساشی، از مشایخ عرفا بود، و ذکر او در انیس الطالبین بخاری آمده است: پاره ای بادام بگیر که به دریافت صحبت مولانا حمیدالدین ساشی میرویم. ( انیس الطالبین نسخه خطی کتابخانه لغت نامه ص 187 ). در وقت ایشان [ خواجه بهاءالدین ] مقدم علماء بخارا مولانا حسام الدین اصیلی و مولانا حمیدالدین ساشی بودند. ( ایضاً همان صفحه ).

جمله سازی با ساشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایشی ساشی وزنه‌هایی دسته‌دار و گرد هستند (شبیه به قفل) که در بیشتر موارد از سنگ ساخته می‌شوند.

💡 ریشه واسابی مزه‌ای بسیار تند از نوع خردل دارد و سسی که از آن تهیه می‌شود با غذاهای ژاپنی سوشی و ساشی‌می (ماهی خام) خورده می‌شود. سس واسابی بخارهایی تولید می‌کند که برای درون بینی حالتی زننده دارند.

💡 فوگو به عنوان ساشی‌می و چیرینابه (نوعی سوپ داغ) پخته می‌شود. برخی بر این باورند که کبد این ماهی خوشمزه‌ترین بخش آن است درحالی که این بخش زهردارترین بخش این ماهی است، ارائهٔ کبد فوگو از سال ۱۹۸۴ در ژاپن ممنوع شده‌است. در جشن‌های بسیار ویژه در آشپزی ژاپنی، فوگو برای مهمان‌ها آورده می‌شود.

💡 نِتسوکه ساشی، این یک شکل کشیده از نِتسوکه کاتابوری است، به معنای واقعی کلمه نِتسوکه خنجری. از نظر طول مشابه چوب‌هایی است که قبل از تولید قطعات تراش‌خورده به عنوان نِتسوکه بداهه استفاده می‌شود. طول آنها حدود شش اینچ است.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز