لغت نامه دهخدا
زنگن. [ زَ گ ِ ] ( ص نسبی ) موی زنگن؛ مجعد: شعر رجل؛ موئی نه زنگن ونه شیو. ( مهذب الاسماء، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زنگن. [ زَ گ ِ ] ( ص نسبی ) موی زنگن؛ مجعد: شعر رجل؛ موئی نه زنگن ونه شیو. ( مهذب الاسماء، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
زنگن (ارغلی). زنگن ( به ترکی استانبولی: Zengen ) یک منطقهٔ مسکونی در ترکیه است که در استان قونیه واقع شده است. زنگن ۱٬۹۹۶ نفر جمعیت دارد و ۱٬۰۷۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
💡 در طول جنگ جهانی دوم، زمانی که شرکت تحت ریاست ویلهلم زانگن، فعال حزب نازی، بود، کارگران برده در کارخانههای نورد لوله، بکار گرفته میشدند. زنگن به دلیل درگیری ۴ ماه در زندان گذراند. او تا زمان بازنشستگی در سال ۱۹۶۶، یک چهره برجسته در مانیسمان باقی ماند.