زل زدن
زل زدن به معنای نگاه کردن به چیزی با چشمی ثابت و بیحرکت است. این نوع نگاهکردن که معمولاً به صورت متمرکز و عمیق انجام میشود، میتواند در زمینههای مختلفی کاربرد داشته باشد. به عنوان مثال، زل زدن به چهره یک فرد میتواند نشاندهنده توجه و علاقه به او باشد، یا در برخی موارد، به عنوان یک رفتار غیرمحترمانه یا توهینآمیز تلقی شود. واژه «بِربِر» به معنای نگاه کردن به صورت مستقیم و غالباً با حس کنجکاوی یا عدم رضایت است. در این حالت، فرد با دقت و تأمل به موضوع مورد نظر مینگرد و این نوع نگاهکردن ممکن است به تعبیرهای مختلفی منجر شود. همچنین، عبارت زُل کردن چشم به معنای نگاه کردن به طور ثابت و بدون انحراف به یک نقطه خاص است که گاهی میتواند به معنای غرق شدن در افکار یا احساسات باشد. در نهایت، زُل زُل به چشم کسی دیدن به تکرار این عمل اشاره دارد، که میتواند نشاندهنده علاقه یا حس کنجکاوی مضاعف فرد نسبت به موضوع یا فرد دیگر باشد. زل زدن میتواند در ارتباطات اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی ایفا کند و پیامهای غیرکلامی را منتقل کند، بنابراین شناخت و درک این رفتار میتواند به بهبود تعاملات انسانی کمک کند.
مترادفها
خیره شدن، چشم دوختن
متضادها
دقت کردن، تمرکز کردن، توجه کردن
لغت نامه دهخدا
زل زدن. [ زُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، با چشمی ثابت و بی حرکت به چیزی دیدن. بِربِر نگاه کردن. زُل کردن چشم. زُل زُل به چشم کسی دیدن. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
در تداول با چشمی ثابت و بی حرکت به چیزی دیدن.
جمله سازی با زل زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بیننده فیلم به عنوان سوژه فرایند زل زدن، در سطح گستره خود را به وسیله فیلم بنا میکند به گونهای که هر چیزی که بر پرده نمایش میبیند به عنوان میل این سوژه تبدیل به آبژه ای مستقل میشود. در واقع لاکان درباره این صحبت میکند که که میل به هر چیز در حقیقت میل به میل آن چیز است.
💡 او برای مدت طولانی به پنجره خیره شد و با زل زدن به بارانهای ریز، تمام خاطرات تلخ و شیرین دوران کودکیاش را در ذهن خود مرور کرد.
💡 وقتی معلم سوال بسیار دشواری را پرسید، دانشآموز از شدت استرس شروع به زل زدن به تخته سیاه کرد و نتوانست حتی یک کلمه از دهان خود خارج کند.
💡 در میان هیاهوی بازار، آن مرد پیر با زل زدن به جمعیت گذری، گویی در دنیایی دیگر غرق شده بود و هیچ صدای محیطی را نمیشنید.