زدودنی

لغت نامه دهخدا

زدودنی. [ زِ / زُ دو دَ ] ( ص لیاقت ) قابل پاک کردن. شایسته ازاله. آنچه باید پاک و صیقل شود.

فرهنگ فارسی

قابل پاک کردن شایسته ازاله آنچه باید پاک و صیقل شود

جمله سازی با زدودنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیشتر استدلالات طرفداران این نوع ماده‌گرایی بر نشان دادن ناتوانی روان‌شناسی عامی به عنوان یک نظریه توصیفی از رفتار تأکید دارند؛ و کمتر به نتایج علوم اعصاب می‌پردازند. ماده‌گرایان زدودنی تلاش کردند تا به جای بازنمایی گزاره‌ای در روان‌شناسی عامی از نقاط و بردارها در فضای برداری به عنوان تعبیری از وقایع سیناپسی استفاده کنند.

💡 ماده‌گرایی زدودنی فصل مشترک دو دعوی است. اول اینکه احساس مشترک ما (توضیح وقایع روانی ما با تصورات باور-تمایل)، یعنی همان روان‌شناسی عامی، شرح گمراه‌کننده‌ای از دلایل رفتار انسان ارائه می‌کند؛ و دوم اینکه این دیدگاه نیز همانند دیگر دیدگاه‌های نادرست در طول تاریخ علم گرفتار یکی شدن با علم اعصاب و تقلیل به آن خواهد شد.

ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز