لغت نامه دهخدا
روزکوری. ( حامص مرکب ) ضعف و نابینایی در روز. خفش. جهر:
چو شمع اگر بفروزد عدوت را سر کار
ز روزکوری در کار سر کند همه تن.سوزنی.بزیبقی مقنع به احمقی کیال
بروزکوری صباح و شبروی جناب.خاقانی.و رجوع به روزکور شود.
روزکوری. ( حامص مرکب ) ضعف و نابینایی در روز. خفش. جهر:
چو شمع اگر بفروزد عدوت را سر کار
ز روزکوری در کار سر کند همه تن.سوزنی.بزیبقی مقنع به احمقی کیال
بروزکوری صباح و شبروی جناب.خاقانی.و رجوع به روزکور شود.
عارضهای که موجب شود در روز و در برابر آفتاب چشم ها نبیند معمولااین حالت برای برخی جانوران مثلا خفاش در تمام دوران زندگی موجود است و این حیوان روزها در برابر نور خورشید از دیدن عاجز است جهر.
ضعف و نابینایی در روز. خفش
💡 آکروماتوپسی (به انگلیسی: Achromatopsia)، یک سندرم پزشکی است که علائم مربوط به پنج بیماری، به ویژه تکرنگبینی را نشان میدهد. از نظر تاریخی، این نام بهطور کلی به تکرنگبینی اشاره دارد، اما درحالحاضر بهطور معمول تنها به یک کوررنگی مادرزادی چیرگی اشاره دارد. این اصطلاح همچنین برای توصیف نادیدرنگی مغزی استفاده میشود، اگرچه تکرنگبینی معمولاً تنها علامت رایج است. این شرایط عبارتند از: کوررنگی تکرنگبینی، ضعف بینایی و روزکوری. این نشانگان همچنین به شکل ناقصی وجود دارد که علائم خفیفتری از جمله دید رنگ باقیمانده را نشان میدهد. تخمینزده میشود که کوررنگیکامل ۱ در ۳۰۰۰۰ تولد زنده در سراسرجهان را تحت تأثیر قراردهد.