لغت نامه دهخدا
راشوان. ( اِ ) راهی میان دو رسته نخل که بقول ابوحنیفه دینوری به فارسی راشوان خوانند. در عربی از لحاظ شباهتی که در امتداد به راه ( طریق ) دارد طریقش گویند. ( از تاج العروس ).
راشوان. ( اِ ) راهی میان دو رسته نخل که بقول ابوحنیفه دینوری به فارسی راشوان خوانند. در عربی از لحاظ شباهتی که در امتداد به راه ( طریق ) دارد طریقش گویند. ( از تاج العروس ).
💡 در ابتدای مسابقه هواداران متوجه اتفاق نادر و عجیبی شدند: راشوان بر حریف خود برتری داشت اما به پایش اصلاً ضربهای وارد نساخت. و خودداری از انجام چنین حرکتی در مسابقه جودو، مایه تعجب است !!!