فرهنگ معین
(یِ قِ ) [ ع. ذائقة ] (اِ. ) حسی که به وسیلة آن طعم و مزة اغذیه و مواد دیگر درک می شود.
(یِ قِ ) [ ع. ذائقة ] (اِ. ) حسی که به وسیلة آن طعم و مزة اغذیه و مواد دیگر درک می شود.
چشایی، یکی ازحواس پنجگانه که مزه راحس میکنند
( اسم ) ۱ - مونث ذایق. ۲ - ( حس ذایقه ) حسی که بوسیله آن طعم و مزه اغذیه و مواد دیگر درک میشود. عضو حس ذایقه زبان است که بوسیله پرزهای مخصوصی که در سطح فوقانی آن قرار دارند طعمها و مزه های مختلف را بمراکز عصبی منتقل میکنند و موجب درک آنها میشود. برای این که مزه مواد مختلف قابل درک باشد باید بصورت محلول در آیند ( مواد جامدی که مزه آنها درک میشود کمی از آن در بزاق دهان بصورت محلول در می آید ) چشایی.
ذائقة
حسی که به وسیلة آن طعم و مزة اغذیه و مواد دیگر درک میشود.
💡 مطهری در فصل شش، تحت عنوان «ایمان به غیب» ذکر کردهاست: در قرآن، سوره بقره میخوانیم: کسانی که به غیب ایمان دارند، کسانی که به حقایق پنهان ایمان دارند. غیب این است که انسان اعتراف میکند که در جهان هستی حقایق و واقعیتهایی وجود دارد که من نمیتوانم با پوسته بدن خودم، یعنی با حواس خودم درک کنم، حتی اگر الان اینجا حاضر باشند؛ چشمها، گوشها، چشایی، لامسه و بویاییام نمیتوانند آنها را درک کنند؛ یعنی من خودم را با این واقعیت میسنجم که این حسهایی که دارم ابزارهایی بسیار محدود هستند که به من داده شده تا با دنیای خارج ارتباط برقرار کنم. بزرگترین اشتباهی که انسان در زندگی خود مرتکب میشود و شکلی علمی به آن میدهد این است که فکر میکند حواس داده شده به او در این دنیا و این جهان، برای حس کردن همه چیز است و همه چیز را در این جهان با آنها میتواند کشف کند. به طوری که اگر او چیزی را با حواس خود نفهمد، آن را انکار میکند و میگوید آن چیز وجود ندارد، زیرا اگر بود، من آن را با دست خود لمس میکردم، آن را با چشم خود میدیدم، من آن را با گوش خودم میشنیدم یا با ذایقه خودم آن را میچشیدم.
💡 با این حال بدون شک میتوان گفت که مهمترین اثر لیویوس ترجمه «ادیسه» اثر جاودان هومر است. در خصوص ترجمه ادیسه باید خاطرنشان کرد که این اثر در واقع سازگاری هنر و ادبیات در زبان لاتین است که در ساتورنیهای مختلف (Saturni / سبک شعری ناهموار لاتینی) برگرفته از این اثر سروده شدهاست، چرا که ادیسه هومر بهطور بنیادی ریشه در فرهنگ یونانی داشت و درک آن برای رمیها بسیار مشکل بود. پس از آن «ایلیاد» بود که از نظر احساسی به دنیای هلنی یونان بیش از ادیسه نزدیک بود و مربوط به جهان مداری، سفر به ماجراها، مصایب و رنجهای آدمی میشد؛ بنابراین لیویوس با هنرمندی این آثار را که دارای مفاهیم و مضامین بسیار مشکل بودند مناسب با ذایقه رمیها ترجمه کرد و از این راه به یک شکوفایی ادبی بسیار برجستهای که از جمله ایدئولوژیهای وی بهشمار میرفت، دست یافت.