لغت نامه دهخدا
دیباچی. ( ص نسبی ) دیباجی:
الا از آن لعاب که منسوج کلک تست
دیباچی قضا نکند پود و تار ملک.انوری ( از آنندراج ).رجوع به دیباجی شود.
دیباچی. ( ص نسبی ) دیباجی:
الا از آن لعاب که منسوج کلک تست
دیباچی قضا نکند پود و تار ملک.انوری ( از آنندراج ).رجوع به دیباجی شود.
دیباجی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرزاد دیباچی کارآفرین مطرح ایرانی، با تابعیت آمریکا است. او مدیر اجرایی و یکی از بنیانگذاران شرکت معروف Noribachi است.
💡 فرزاد دیباچی در ایران متولد شد تا اینکه پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، خانواده او به ایالات متحده مهاجرت کردند. پس از آن وی در رشته مهندسی مکانیک و علوم کامپیوتر دانشگاه ایالتی سن خوزه در کالیفرنیا تحصیل نمود.
💡 راندا دیباچی (انگلیسی: Rhonda Dibachi) یک مدیر اجرایی کسب و کار، کارآفرین و پدیدآور اهل ایالات متحده آمریکا است.