دولت ناتوان

مترادف‌ها

حکومت ضعیف، حکومت بی‌قدرت

متضادها

دولت مقتدر، دولت قدرتمند، دولت توانمند

فرهنگستان زبان و ادب

{weak state} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که در نتیجۀ کاهش درآمد ملی و گسترش تنش های قومی و مذهبی دیگر توانایی انجام وظایفش در برابر شهروندان را ندارد و در آستانۀ برخوردهای آشکار قرار گرفته است

ویکی واژه

دولتی که در نتیجۀ کاهش درآمد ملی و گسترش تنش‌های قومی و مذهبی دیگر توانایی انجام وظایفش در برابر شهروندان را ندارد و در آستانۀ برخوردهای آشکار قرار گرفته است.

جمله سازی با دولت ناتوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دولت ناتوان صفوی منجر به این شد تا امپراتوری عثمانی در سال ۱۵۷۸ علیه ایران اعلان جنگ کند. پیش از اینکه خیرالنساء بیگم به دنبال حمله متقابل برود، ارتش صفوی متحمل چندین شکست شد. ملکه به اتفاق پسرش حمزه میرزا و وزیر اعظم میرزا سلمان جابری، ارتشی را برای مقابله با نیروهای عثمانی و تاتارها در شروان رهبری کرد. اما تلاش خیرالنساء برای تعیین استراتژی حملات باعث خشم امرای قزلباش شد. سرانجام در ۲۶ ژوئیهٔ ۱۵۷۹ قزلباش‌ها به حرم‌سرای محل اقامت ملکه یورش بردند و خیرالنساء بیگم را خفه کردند. به رغم اینکه عباس هنوز پسر بچه بود و مادرش را به سختی می‌شناخت، قتل مادرش به‌دست قزلباش‌ها تأثیر عمیقی بر او گذاشت. او احتمالاً از همان زمان بر این باور بود که باید قدرت را از قزلباش‌ها گرفت.

💡 مدیریت بحران‌های زیست‌محیطی نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و منابع کافی است، اما در حضور یک دولت ناتوان، این مسائل به فجایع گسترده‌تری تبدیل می‌شوند.

💡 مردم از ناتوانی سیستم‌های حمایتی و بی‌برنامه‌ریزی‌های مداوم، نشان از وجود یک دولت ناتوان در تأمین رفاه و امنیت اجتماعی و اقتصادی خود دارند.

💡 در دوران حکومت‌های غیرکارآمد، معمولاً با یک دولت ناتوان روبرو هستیم که فقط بر حفظ قدرت تمرکز دارد و به نیازهای اساسی مردم توجهی نمی‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران