دوحرفی

متضادها

چند حرفی

لغت نامه دهخدا

دوحرفی. [ دُ ح َ ] ( ص نسبی ) ثنایی. کلمه ای که دو حرف داشته باشد. ( یادداشت مؤلف ). با دو حرف.

فرهنگ فارسی

ثنایی. کلمه که دو حرف داشته باشد.

جمله سازی با دوحرفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پلاک‌های خودروهای جمهوری ارمنستان (به ارمنی: Հայաստանի ավտոմոբիլային համարանիշեր) با حروف سیاه در یک پس زمینه سفید می‌باشد. پلاک‌ها در قسمت اولشان یک قسمت ۲ یا ۳ عددی دارند که یک قسمت دوحرفی (حروف کوچک‌تر از اعداد) بعد از این سه عدد می‌باشد در آخر یک قسمت ۲ یا ۳ عددی دیگر وجود دارد. در سمت چپ پلاک کد بین‌المللی کشور "AM" و در گاهی اوقات پرچم ارمنستان زده می‌شود.

💡 جنبه‌ي دیگر در پلیفیر که آن را از رمزهای دومربعی و چهارمربعی جدا می‌کند این است که هیچ وقت شامل یک دیاگرام دو حرفی مشابه مانند EE نیست. اگر دیاگرام‌های دوحرفی مشابهی در متن رمز وجود نداشته باشد و طول پیام به اندازه‌ی کافی بلند باشد تا این احتمال را از نظر آماری بامعنی کند، به احتمال زیاد روش رمزنگاری یک پلیفیر است.

💡 او که در ظاهر بسیار صادق و صمیمی به نظر می‌رسید، در واقع فردی دوحرفی بود که در پشت سر دیگران بدگویی می‌کرد.

💡 در دنیای سیاست، بسیار سخت است که بتوان به افرادی که رفتارهای دوحرفی دارند و وعده‌های دروغین می‌دهند، اعتماد کامل کرد.

💡 رفقای قدیمی متوجه شدند که او با رفتارهای دوحرفی خود، باعث ایجاد تفرقه و سوءتفاهم میان اعضای گروه شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران