لغت نامه دهخدا
دواسر. [ دُ وا س ِ ] ( ع ص، اِ ) شتر بزرگ هیکل توانای قوی جثه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دواسر. [ دُ وا س ِ ] ( ع ص، اِ ) شتر بزرگ هیکل توانای قوی جثه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
💡 از این فلات چند وادی (درواه) عبور میکند که مهمترین آنها «وادی رمه» و «وادی بنی حنیفه» است، و در آن واحههایی وجود دارد که سکنه این فلات در کنار آن واحهها بسر میبرند. قبایل مهم ساکن نجد: عنیزه، و عِنِزَة، عتیبه، حرب، دواسر، وقحطان، و مطیر است.