لغت نامه دهخدا
دمپ. [ دُ ] ( اِ ) دم و دمب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دم و دمب شود.
دمپ. [ دَ ] ( اِ صوت ) آواز چیزی را گویند که از بلندی به زیر افتد. ( لغت محلی شوشتر ).
دمپ. [ دُ ] ( اِ ) دم و دمب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دم و دمب شود.
دمپ. [ دَ ] ( اِ صوت ) آواز چیزی را گویند که از بلندی به زیر افتد. ( لغت محلی شوشتر ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آلیاژهای منیزیم به دلیل چگالی کم، ماشینکاری خوب، ظرفیت دمپ عالی و ظرفیت بازیابی مطلوب پتانسیل زیادی دارند تا در محدوده وسیعی از صنعت به خصوص صنعت خودرو استفاده شوند. مواد مورد استفاده در صنعت خودرو باید انعطافپذیری زیاد(%El) و استحکام ویژه بالایی داشته باشند تا در مقابل نیروهای برشی یا کشش دچار شکست نشوند؛ بنابراین منیزیم به دلیل انعطافپذیری کم(%El) و استحکام ویژه کم به علت ساختار هگزاگونال (HCP) با سیستم لغزش محدودی که دارد نمیتوان در صنعت خودرو و کاربرد وسیع از ان استفاده کرد.
💡 علاقه او در حوزه پزشکی منجر شد تا در زمینه گازهایی که معدنچیان استنشاق میکنند تحقیق کند، این گازها شامل فایر دمپ (متان) و چوک دمپ (هوای فاقد اکسیژن) بود. کارلیسل اسپدینگ کمک کرد تا آزمایشگاهی جهت برونینگ ساخته شود و گازهای معادن ذغالسنگ آن حوالی را از طریق لولهکشی به این آزمایشگاه برد. برونینگ روش]ایی را جهت جمعآوری و انتقال گازها توسعه داد و برای جیمز لوتری کیسههای پر از گازی فراهم نمود تا آنها را به جامعه سلطنتی نشان دهد، کاری که باعث شد برونریگ عضوی از این جامعه گردد.