لغت نامه دهخدا
خونیا. ( اِ ) خنیاگر. خونیاگر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به خنیاگر شود.
خونیا. ( اِ ) خنیاگر. خونیاگر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به خنیاگر شود.
خونیا ( به انگلیسی: Khunia ) یک روستا در ولایت نیمروز در کشور افغانستان است.
💡 اما مزارع خصوصی روستا که متعلق به شخص یا اشخاص خاصی است عبارتند از لاخراب، لامرجه، ابرساده، ورزنه، ریئس، خونیا، جعفرآباد، مزرعه ابوالقاسم، دوکده، گرایی وسر آوینه. سیستم آبیاری این مزارع از قانون شانزده آب پیروی نمیکند وطبق قانون خاصی که توسط خود صاحبان مزارع گذاشته شده آبیاری میگردد.
💡 قنات زیره، قنات لامرجه، قنات لاخراب، قنات ابر ساده، قنات کویر، قنات چشمه نعمت، قنات خونیا، قنات گله گوشیا وقنات رود کویر که در سالهای اخیر خشک شد.