خولانی

لغت نامه دهخدا

خولانی. [ خ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به خولان که قبیله ای است. ( از انساب سمعانی ).
خولانی. [ خ َ ] ( اِخ ) ابن مهرویه. رجوع به مهرویه شود. ( یادداشت مؤلف ).
خولانی. [ خ َ ] ( اِخ ) ابوادریس. رجوع به ابوادریس شود. ( یادداشت مؤلف ).
خولانی. [ خ َ] ( اِخ ) ابوعنبه صحابی بود. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خولانی. [ خ َ ]( اِخ ) عبدالملک بن ادریس خولانی. رجوع به عبدالملک بن ادریس در این لغت نامه و اعلام زرکلی ج 1 ص 300 شود.
خولانی. [ خ َ ] ( اِخ ) ملیح. رجوع به ملیح خولانی شود.

فرهنگ فارسی

عبدالملک بن ادریس خولانی

جمله سازی با خولانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمنه خولانی (انگلیسی: Amina Khoulani) فعال حقوق بشر اهل سوریه است. او یکی از بازماندگان زندان‌های بشار اسد است که در سال ۲۰۱۴ به منچستر در بریتانیا تبعید شد. خولانی از آن زمان برای احقاق حق زندانیان سوری فعالیت داشته و به خانواده‌های آنان کمک کرده است. او در مارس ۲۰۲۰ برندهٔ جوایزی همچون جایزه بین‌المللی زنان شجاع شده‌است.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز