خوش قدمی
مترادفها
خوشیمنی
متضادها
بدقدمی
لغت نامه دهخدا
خوش قدمی. [ خوَش ْ / خُش ْ ق َ دَ ] ( حامص مرکب ) خوش شگونی. نیک پیی. مبارک قدمی. خجسته قدمی.
فرهنگ فارسی
خوش شگونی نیک پیی
جمله سازی با خوش قدمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دنیا زنی ثروتمند است که پس از مرگ سه همسرش دچار افسردگی شده و برای مداوا نزد روان پزشک میرود. دکتر از او میخواهد زندگی اش را شرح دهد و دنیا از ازدواج اولش با فرزاد میگوید: آن دو که در یک دانشگاه تحصیل میکنند، بر اثر یک سوء تفاهم اخراج میشوند. فرزاد که به نیت دنیا برگه قرعه کشی بهزیستی خریده جایزه بزرگ را میبرد و این را به حساب خوش قدمی دنیا میگذارد و با او ازدواج میکند. فرزاد وارد تجارت لباس میشود، فروشگاه زنجیرهای تأسیس میکند و جزو سرمایه داران بزرگ میشود، اما بر اثر یک اتفاق میمیرد. دلالها که پی به ثروت دنیا بردهاند، باعث آشنایی او با جمال میشوند که رئیس کارخانه تولید شیر است. این آشنایی باعث ازدواج آنها میشود
💡 قبرستان نصار خوش قدمی مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان است و در شهرستان چرداول، بخش هلیلان، دهستان هلیلان، ۳ کیلومتری جنوب غرب روستای ظاهروند واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۱۲۸۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در فرهنگ سنتی بسیاری از خانوادهها، ورود به خانه جدید با باور خوش قدمی اولین قدم برای شروع یک زندگی پر از برکت و آرامش است.
💡 برخی معتقدند که حضور افراد خوش قدم در یک محیط کاری میتواند روحیه تیمی را تقویت کرده و باعث ایجاد موفقیتهای ناگهانی برای کل مجموعه شود.
💡 مادربزرگ با لبخند گرم خود گفت که حضور تو در این مهمانی بزرگ باعث خوش قدمی و شادی برای تمام اعضای خانواده شده است.