لغت نامه دهخدا
خوش اقبالی. [ خوَش ْ / خُش ْ اِ ] ( حامص مرکب ) خوش طالعی. خوش اختری. سعادت.
خوش اقبالی. [ خوَش ْ / خُش ْ اِ ] ( حامص مرکب ) خوش طالعی. خوش اختری. سعادت.
نیکبختی خوشبختی مقابل بد اقبالی بدبختی.
خوش طالعی خوش اختری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوید کاپرفیلد در دهه ۱۸۰۰ در خانه ای در انگلیس به دنیا آمده است. او در کتاب اعلام می کند که در یک نیمه شب روز جمعه به دنیا آمده. همین مساله باعث شده که او به یک فرد بداقبال تبدیل شود. این حرف شاید خرافه باشد، ولی او واقعا با خوش اقبالی زیادی به دنیا نیامده است. پدرش که دیوید کاپرفیلد نامش را از او گرفته است، شش ماه پیش از تولد او از دنیا رفت. هنوز تمام نشده، دیوید هم چنین فقیر و در خانواده ای از طبقه پایین جامعه به دنیا آمده. عمه او که بعدا نقش مهمی در داستان ایفا می کند، امیدوار است که مادر دیوید یک دختر به دنیا بیاورد و حتی پیش از تولد یک نام برای او انتخاب کرده است. به محض این که دیوید که یک پسر است به دنیا می آید، عمه او و مادرش را رها می کند و برای زندگی به جای دیگری می رود. با چنین شروع سختی، دیوید بقیه زندگی خود را هم با مشکلات زیاد ادامه می دهد. او در یک طبقه اجتماعی محروم به دنیا آمده است، یتیم است، در زندگی مخصوصا در دوران کودکی؛ ارتباطاتش با مردم به جای خوبی نمی رسد.