خنافس

لغت نامه دهخدا

خنافس. [ خ َ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خُنفَساء، جانور گنده بوی از جنس انسکت خبزدوک.( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خنافس. [ خ ُ ف ِ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خنافس. [ خ َ ف ِ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک انبار. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= خنفسا

فرهنگ فارسی

موضعی است نزدیک انبار

جمله سازی با خنافس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دوران ابوبکر، عروه در جنگ دومة الجندل حضور داشت و یکی و فرمانده لشکر مسلمانان در جنگ خنافس. در زمان عمر بن خطاب، عروه را قاضی کوفه کند.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
عشقی یعنی چه؟
عشقی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز