لغت نامه دهخدا
( خمصة ) خمصة. [ خ َ ص َ ] ( ع اِ )زمین نمناک. || راه خرد یا سپرده شده در زمین نرم. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || ( اِمص ) گرسنگی. ( از منتهی الارب ).
( خمصة ) خمصة. [ خ َ ص َ ] ( ع اِ )زمین نمناک. || راه خرد یا سپرده شده در زمین نرم. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || ( اِمص ) گرسنگی. ( از منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 495- و اما حف اهل الذمة فالحككم يهمان تقبل منهم ماقبل الله و تفى بما جعل الله لهم من ذمته و عهده و تكلهم اليه فيما طلبوا من انفسهم واجبروا عليه و تحكم فيهم بماحكم الله به على نفسك فيما جرى بينك من معاملة و ليك بينكو بين ظلمهم من رعاية ذمة الله والوفاء بعهده. و عهدرسول الله صلى الله على آله فانه بلغنا انهقال: من ظلم معهد كنت خمصه فاتق الله و لاحول و لا قوة الا بالله