خفتو

لغت نامه دهخدا

خفتو.[ خ ُ ] ( اِ ) کابوس. خفتک. ( ناظم الاطباء ). و آن سنگینیی است که در خواب بر مردم افتد. عبدالجنه. ( برهان قاطع ). نیدلان. جاثوم. ضاغوت. سُکاجَه. ( ملخص اللغات حسن خطیب ) دِئثان. دَیَثانی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

(خُ ) (اِ. ) بختک.

فرهنگ فارسی

کابوس خفتک و آن سنگینی است که در خواب بر مردم افتد.

ویکی واژه

بختک.

جمله سازی با خفتو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو نفر فرستاده اميرالمومنين عليه السلام به نزد معاويه رفتند، مسيب بن ربيع گفت: اى معاويه ! حق تو از اين آب از حق ما بيشتر نيست، دست از اين كار بردار، والا تو را با خفتو خوارى از منار اين آب دور خواهيم كرد، و شمشيرهاى خود را از خون شما سيراب مى كنيمتا خود از آب سيراب شويم.

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز