خزب

لغت نامه دهخدا

خزب. [ خ َ زَ ] ( ع مص ) آماسیدن و یا فربه شدن که گویا برآماسیده است. || مبتهج گردیدن پوست. || آماس کردن پستان ناقه و تنگ شدن سوراخهای آن. || خشک شدن و کم شیر گردیدن پستان ناقه. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خزب. [ خ َ زَ ] ( ع اِ ) سفال.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از لسان العرب ).
خزب. [ خ َ زِ ] ( ع ص ) گوشت نرم و سست. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خزب. [ خ َ زَ ] ( اِخ ) نام کوهی است به یمامه. ( منتهی الارب ). رجوع به معجم البلدان یاقوت شود.

فرهنگ فارسی

نام کوهی است بیمامه

جمله سازی با خزب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خزب سوسیال دموکرات آلمان تحت رهبری گرهارد شرودر، دوباره پس از انتخابات فدرال ۱۹۹۸ در ائتلاف با حزب سبز موفق به تشکیل دولت شد. این حزب در انتخابات بعدی در سال ۲۰۰۲ هم پیروز شد، اما در انتخابات فدرال سال ۲۰۰۵ با اختلاف اندکی از حزب دموکرات مسیحی شکست خورد و شرودر بعنوان رهبر حزب قدرت را به آنگلا مرکل واگذار کرد. با این‌حال حزب سوسیال دموکرات تا سال ۲۰۰۹ همچنان در دولت ائتلافی به رهبری حزب اتحادیه دموکرات مسیحی باقی ماند. بعد از یک دوره چهار ساله حضور در اپوزیسیون از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ که حزب اتحادیه موفق به تشکیل دولت با حزب دموکرات آزاد شده بود، از سال ۲۰۱۳ سوسیال دموکرات‌ها با حضور در دولت ائتلافی به رهبری اتحادیه دموکرات مسیحی موافقت کردند. این حضور در ائتلاف بزرگ در انتخابات فدرال ۲۰۱۷ نیز تمدید شد.