خاندان بریدی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بریدی، خاندان، خاندان ایرانیِ ضمان دار اهواز (خوزستان) در قرن چهارم است.
نام این خاندان برگرفته از شغل پدر آنان، ابوعبدالله حسن بن عبدالله بریدی، است که صاحب برید بصره بوده است. برخی این خاندان را یزیدی می دانند، اما ابن اثیر، به پیروی از ابن ماکولا، بریدی را درست تر دانسته است.
ضمان داری اهواز
بریدی ها از روستایی نزدیک هرمزان بودند. آنان ضمان داری اهواز (خوزستان) را بر عهده داشتند. هنگام وزارت علی بن عیسی، وزیر خلیفه مقتدر (۲۹۵ـ۳۲۰) مسئولیت بریدی ها ناچیز بود.در ۳۱۵، ابوعبدالله، رئیس این خاندان، عهده دار املاک خاصه در اهواز و رامهرمز بود، و برادرش، ابویوسف، استیفای مالیات سُرَق (یکی از روستاهای اهواز) را برعهده داشت. چون ابن مُقلَه در ۳۱۶ به یاری دوست خود، ابوعبدالله بریدی، به وزارت رسید با دریافت بیست هزار دینار امور تمام اهواز، جز شوش و جندیشاپور، را برعهده ابوعبدالله بریدی، فراتیه را بر عهده ابوالحسین بریدی، و املاک خاصه را بر عهده ابویوسف بریدی نهاد.
زندانی شدن برادران بریدی
ابوعبدالله بریدی به دستور ابن مقله به شوشتر رفت تا ابن ابی سلاسل حاکم آن جا را دستگیر کند، او دستور را اجرا کرد، اما از فرستادن اموال ضبط شده آن منطقه، نزد ابن مقله خودداری نمود. در ۳۱۸، با برکناری ابن مقله از وزارت، مقتدر در نامه ای به احمد بن نصر قَشوری، دستور داد که برادران بریدی را دستگیر کند، و آزادی آنان را مشروط به فرمان خود کرد.پس از مدتی بریدی ها با جعل نامه ای به امضای وزیر، قصد رهایی داشتند، اما این کار مؤثر نیفتاد و بعدها به امر خلیفه، به بغداد فرستاده شدند.در آغاز ۳۲۰، ابویوسف بریدی عهده دار بصره و توابع آن شد. در همین سال، پس از آغاز خلافت قاهر (۳۲۰ـ۳۲۲) وزیر او، علی بن مقله، گماشتگان مقتدر را عزل کرد که در آن میان بریدی ها نیز عزل و زندانی شدند و اموال شان مصادره گردید. چندی بعد، ابوعبدالله بریدی آزاد شد و سال بعد با پرداخت پنجاه هزار دینار، ایالت اهواز (خوزستان) را به دست آورد و برادرانش به مشاغل سابق خود بازگشتند.
افزایش قدرت بریدی ها
...
جمله سازی با خاندان بریدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دهه ۹۳۰، در اثر یک رشته جنگهای داخلی که باعث تضعیف دولت مرکزی آن شد، خلافت عباسی تجزیه و قدرت خلافت به قلمروهای اصلی خود محدود شد. تسلط مؤثر بر ولایات دورتر خلافت از مدتها پیش از دست رفته بود؛ اما اکنون در نواحی اطراف خودِ عراق نیز سلسلههای محلی خودمختار پدید آمدهبودند: مصر و سوریه تحت حاکمیت اخشیدیان قرار گرفتند، حمدانیان حاکمیت جزیره را به دست گرفتند و بیشتر مناطق ایران توسط دیلمیها اداره میشد (که خاندان دیلمیِ آل بویه از میان باقی دیلمیها اقتدار بیشتری داشتند). حتی در خود سرزمین عراق نیز اقتدار خلافت به چالش کشیده میشد: در جنوب، در اطراف بصره، خاندان بریدی، به رهبری ابوعبدالله بریدی، حکومت خود را تأسیس کردند ولی با وجود خودمختاری، بهطور معمول از درآمدهای مالیاتی بغداد برای پر کردن خزانه خودشان استفاده نمیکردند. این حاکمان خودمختار، بر سر سلطه بر بغداد، مرکز اداری عراق و مقر خلفای عباسی، با یکدیگر و با جنگسالاران باقیمانده از قشون عباسی رقابت میکردند. از سال ۹۳۶ میلادی، خلفا توسط مجموعهای از امرای مستبد نظامی که خود را با عنوان أمیرالامرا خطاب میکردند، از قدرت کنار گذاشته شدند. مبارزه پیچیدهای برای تسلط بر منصب امیرالامرا و خلافتِ ظاهری همراه با آن، در میان حاکمان مختلف محلی و فرماندهان ترک سپاه درگرفت که بعدتر در سال ۹۴۶ با پیروزی آل بویه به پایان رسید.
💡 جنگ با استاندار جاهطلب اهواز، ابوعبدالله البریدی که هدفش جانشینی ابن رائق بود، بسیار دشوارتر و طولانیتر از دیگر رقیبان بود. خاندان بریدیان یا آل بریدی، اصالتاً بصرهای بودند و قبل از این که موفق به اعمال نفوذ در خوزستان شوند، در نقشهای مختلف به عنوان مقامات درباری به عباسیان خدمت کردهبودند. خود ابن رائق با لشکریانش شکست خورد و مجبور شد بصره را به بریدی بسپارد، اما بجکم با به دست آوردن دو پیروزی بزرگ، علیرغم تلفات زیاد، بر اوضاع مسلط شد و کمک کرد تا ابن رائق بر خوزستان فائق آید. البریدی که تحت فشار قرار گرفته بود، برای کمک خواستن از همسایه قدرتمندش، حاکم آل بویه در فارس، علی بن بویه، متوسل شد. احمد بن بویه، برادر علی، به سرعت خوزستان را تصرف کرد و ابن رائق پذیرفت که قول دهد که در صورت بازپسگیری خوزستان توسط بجکم، این استان را به عنوان یک قلمرو مستقل به رسمیت بشناسد. در ۳۲۶ ق (۹۳۸ م)، بجکم در ارجان از احمد بویی که به دستور برادرش علی، به یاری ابوعبدالله بریدی برخاسته بود، شکست خورد و به اهواز گریخت و پس از سقوط عسکر مکرم به دست سپاه بوییان، به واسط عقبنشینی کرد. اما تدریجاً بین احمد بویی و ابوعبدالله بریدی اختلاف افتاد و بجکم با استفاده از موقعیت، در تسخیر شوش و جندیشاپور توفیق یافت.