خارج صحنه

فرهنگستان زبان و ادب

{off-stage} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] 1. فضای نمایشی خارج از دید تماشاگر 2. فضای خارج از صحنۀ فیلم برداری

ویکی واژه

۱. فضای نمایشی خارج از دید تماشاگر ۲. فضای خارج از صحنۀ فیلم‌برداری.

جمله سازی با خارج صحنه

💡 بـه هم مى خورد، اعلام حكومت نظامى يك سال. فرق ما بين اينجا و آنجا و اين رئيس جمهوربـا آن رئيـس جـمـهـور ايـن است كه اينجا اتكاء به اسلام است و همه ملت زير پرچم اسلامقيام كردند و رئيس جمهور شهيد بشود ملت در صحنه است و به جاى او يكى ديگر را اقامهمـى كـنند و آنجا پشتوانه تفنگ است و مسلسل است و قواى نظامى است و از ملت جدا و ملت ازآنـهـا جـدا. اتـكـال ايـن مـلت بـه خـداسـت و اتـكال دولت مصر و عراق به اروپا وآمريكا وشـوروى اسـت. ملتها اينجا در صحنه هستند و ملت ها آنجا در خارج صحنه، از اين جهت استكـه بـا كـشـتـه شـدن رئيـس جـمـهور در اينجا هيچ اتفاقى نمى افتد كه دنباله كشتن رئيسجـمـهـور بـاشـد و در آنـجـا هـمـچـو به هم مى خورد كه براى تشييع جنازه نامبارك او نمىگـذارنـد، بـايـد جـواز داشـتـه باشند، نمى توانند تشييع جنازه كنند. براى چه ؟ براىاينكه ملت مخالف آنهاست.