حکا
لغت نامه دهخدا
حکا. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حکاءة. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
بستن گره
جمله سازی با حکا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حکا (م ل م) به واسطهٔ عضویت در جنبش انقلابی انترناسیونالیستی با احزاب کمونیست و مائوئیست کشورهای بسیاری نزدیکی داشت. مهمترین اینها حزب کمونیست انقلابی آمریکا به رهبری باب آواکیان است که با سنتز علمی موج اول مبارزات طبقاتی جهانی و تکیه بر نکات عمدتا درست و علمی آن و گسست از برخی جوانب غیر عمده اما ناصحیح آن سعی کرده است در قالب «سنتز نوین کمونیسم» تئوری علمی مارکسیسم را ارتقا داده و سلاح لازم در زمینه تغییر انقلابی و بنیادین جامعه طبقاتی سرمایهداری امپریالیستی کنونی را فراهم کند. حزب کمونیست ایران مارکسیست-لنینیست-مائوئیست با پذیرش این تئوری صحیح انقلابی و به کاربستن آن در جهت تعیین استراتژی و راه انقلاب در ایران فعالیتهای انقلابی خود را سازمان دادهاست.