لغت نامه دهخدا
( حملیة ) حملیة. [ ح َ لی ی َ ] ( ص نسبی ) تأنیث حملی. قضیه حملیه. رجوع به حملی و رجوع به قضیه شود.
( حملیة ) حملیة. [ ح َ لی ی َ ] ( ص نسبی ) تأنیث حملی. قضیه حملیه. رجوع به حملی و رجوع به قضیه شود.
( صفت ) مونث حملی: قضی. حملیه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مؤلف، میگوید: اگر قضیه حملیه و موضوعش، شی ء جزئی باشد، قضیه مخصوصه خواهد بود، چه سالبه باشد و چه موجبه و اگر موضوعش، کلی باشد، بدون آنکه کمیت این حکم معلوم شود (کلیه یا جزئیه بودنش) قضیه مهمله خواهد بود، نهایتاً اگر موضوع قضیه حملیه، کلی باشد و قدر حکم و کمیت موضوع مبین باشد، قضیه محصوره خواهد بود.
💡 شیخ الرئیس، در مورد قضایای شرطیه بهطور مبسوطی به تألیف آنها و احکام جملات شرطیه متصله و منفصله پرداخته است کما اینکه در مورد قضایای حملیه نیز توضیحاتی داده.