حرته

لغت نامه دهخدا

( حرتة ) حرتة. [ ح ُ ت َ ] ( ع اِمص ) تیزی طعم خردل و تندی آن در بینی. ( منتهی الارب ).
حرتة. [ ح ُ رَ ت َ ] ( ع ص ) بسیارخوار. پرخواره. پرخور ( مرد ). ( منتهی الارب ).

جمله سازی با حرته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قلعه حرته، روستایی از توابع بخش حتی شهرستان لالی در استان خوزستان ایران است.

💡 فرعون كه تا آن روز خود را در برابر چنين ميطق نيرومند و زبان گويايى نديده بود وهر چه مى گفت، اطرافيان چاپلوس بدون چون و چرا تصريق مى كردند و بلكه جنايات وبـيـدادگـرى هـاى او را پـرده پـوشـى كـرده و بـراى هـر كـدام بـهانه اى تراشيده و بهصـورت حـق جـلوه مـى دادنـد و بـه صـورت مـعـبـودى او را مـى پـرستيدند، يكّه اى خورد وقبل از آن كه راه خشونت و تهديد پيش گيرد، خواست تا از همان راه تحقير و احياناً استهزاو تهمت موسى را از ميدان بيرون برد و اگر اين حرته ها كارگر نيفتاد، آن كاه با اسلحهتـهـديـد و خـشونت به ميدان موسى بيايد. به همين منظور از موسى گه گفته بود: مافرستاده پروردگار جهانيانيم توضيح خواسته و پرسيد: پروردگار جهانيانچيست ؟(771)

💡 در مناطق جغرافیایی پهناور شبه‌جزیره عربستان، وجود حرته‌های وسیع که از سنگ‌های آتشفشانی سیاه تشکیل شده‌اند، چشم‌اندازهای بسیار خاص و در عین حال دشواری را ایجاد کرده است.

💡 گردشگران و پژوهشگران زمین‌شناسی برای مطالعه دقیق آثار فعالیت‌های آتشفشانی قدیمی، به بررسی بافت خاک و انواع سنگ‌های موجود در هر حرته به صورت میدانی می‌پردازند.

💡 عبور از میان یک حرته گسترده و ناهموار به دلیل سطح بسیار ناپایدار و سنگ‌های تیز، برای کاروان‌های مسافر در دوران باستان بسیار دشوار و پرخطر بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران